نورنیوز- گروه سیاسی: انتشار متن چینی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسابهای رسمی ایشان در فضای مجازی، درباره ظرفیت نقشآفرینی ایران و چین در صحنه جهانی و لزوم عملیاتی نمودن توافق راهبردی دو کشور، از سوی تحلیلگران مسائل سیاست بینالملل موضوع بسیار مهمی ارزیابی شده است. نشر این دیدگاه به زبان چینی همزمان با سفر رئیسجمهور مسعود پزشکیان به پکن، حاوی دلالتهای روشنی درباره نوع نگاه عالی ترین رکن سیاسی ایران به موضوع ارتباط دو کشور است.
اهمیت این موضوع تاجایی است که برخی گفتهاند این متن کوتاه را میتوان در حکم پیام کتبی رهبر انقلاب برای رهبران، دولت و ملت چین تلقی کرد، نه صرفاً یک اقدام رسانهای یا تبلیغاتی؛ نشانهای از عزم تهران برای ارتقای روابط به سطحی نوین و پایدار است. در این متن کوتاه آمده است: «ایران و چین با سابقه کهن تمدنی در دو سوی آسیا، قدرت تحولآفرینی در صحنه منطقهای و جهانی را دارند. عملیاتی نمودن تمامی ابعاد توافق راهبردی، این راه را هموار میکند.»
در عین حال، دریابان علی شمخانی، در توییت مهمی به این نکته اشاره کرد که اکنون فرصتهای مهمی برای گشایش گرههای راهبردی جدید ایجاد شده است. مشاور سیاسی رهبر انقلاب در متن پست خود به سابقه نقشآفرینی چین در حل مناقشات اشاره کرده و نوشته است: «به عنوان نماینده ایران در مذاکرات سه جانبه با چین و عربستان در سال 1401، نقش پکن در گشودن گره 7 ساله در روابط تهران – ریاض را بسیار مؤثر دیدم. اکنون با سفر رئیس جمهور به پکن و تأکید رهبری بر فعال شدن توافق ایران و چین، فرصتهای مهمی برای گشایش گرههای راهبردی جدید ایجاد شده است.»
تمدنهای کهن؛ سرمایهای برای آینده مشترک
ایران و چین در دو سوی قاره آسیا، حامل دو تمدن دیرپا و کهناند که قرنها در شکلگیری مسیر تاریخ جهانی نقشآفرین بودهاند. از جاده ابریشم که بازرگانان، اندیشمندان و فرهنگها را به هم پیوند میداد، تا تعاملات سیاسی و فرهنگی میان سلسلههای پادشاهی، این دو ملت همواره بخشی از حافظه تمدنی مشترک بشر را ساختهاند. یادآوری این ریشهها در پیام رهبر انقلاب، تأکید بر این نکته است که روابط ایران و چین نباید صرفاً بر مبنای منافع کوتاهمدت اقتصادی تعریف شود؛ بلکه باید بر بستری از هویت تاریخی و ظرفیتهای تمدنی بنا گردد.
در شرایطی که نظم بینالملل در حال دگرگونی است و قدرتهای آسیایی در پی افزایش سهم خود در معادلات جهانیاند، ایران و چین میتوانند با تکیه بر پیشینه تمدنی خود، الگویی تازه از همکاری و همبستگی ارائه کنند؛ الگویی که در برابر هژمونیهای غربی، بر استقلال، عدالت و چندجانبهگرایی استوار است. پیام رهبری به روشنی تأکید میکند که عملیاتی کردن توافق جامع ۲۵ ساله ایران و چین، کلید عبور از وضعیت کنونی و رسیدن به جایگاه واقعی در نظم آینده است.
این توافقنامه ابعاد مهم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی دارد: در حوزه سیاسی، تقویت پیوندهای راهبردی میتواند پشتوانهای برای حمایت متقابل در مجامع بینالمللی باشد؛ چه در شورای امنیت و چه در سازمانهای منطقهای همچون شانگهای و بریکس.
در حوزه اقتصادی، توافق ظرفیت سرمایهگذاریهای مشترک در انرژی، حملونقل، زیرساخت و فناوریهای نوین را فراهم میکند. اتصال ایران به طرح «یک کمربند–یک راه» چین میتواند حلقهای حیاتی در شبکه تجارت جهانی باشد. و در حوزه بینالمللی، همکاری ایران و چین پیامی است به قدرتهای جهانی که نظم آینده الزاماً بهدست بلوکهای غربی رقم نخواهد خورد.
ضرورت اراده سیاسی و اعتماد متقابل
با این حال، همانطور که رهبر انقلاب یادآور شدند، صرف امضای توافق کافی نیست. سالهای اخیر نشان داده که اگر برنامههای جامع در سطح اجرایی پیاده نشوند، ظرفیتهای توافق به فرصتی از دسترفته بدل خواهند شد. تجربه تاریخی روابط ایران با قدرتهای بزرگ، نشان داده که نبود اراده سیاسی یا تأخیر در عملیاتی کردن توافقها، در نهایت به بیاعتمادی و فرسایش ظرفیتها منجر میشود.
امروز ایران و چین هر دو در نقطهای حساس ایستادهاند. ایران با چالش تحریمهای یکجانبه و فشارهای غربی روبهرو است و نیاز دارد مسیرهای تازهای برای توسعه اقتصادی و تعامل جهانی بگشاید. چین نیز در مسیر تثبیت جایگاه خود بهعنوان قدرت نخست اقتصادی جهان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تأمین مطمئن انرژی و یافتن شرکای سیاسی همسو در برابر فشارهای آمریکا است.
در چنین شرایطی، عملیاتی شدن توافق ۲۵ ساله نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی برای هر دو کشور است. اگر تهران و پکن بتوانند با ارادهای جدی و اعتماد متقابل، این توافق را به میدان عمل بیاورند، روابط آنها از سطح همکاریهای سنتی فراتر خواهد رفت و به شراکتی پایدار و چندبعدی بدل خواهد شد.
ایران و چین هر دو نقش مهمی در تحولات منطقهای ایفا میکنند. ایران بهعنوان قدرتی ژئوپلیتیک در خاورمیانه، دارای نفوذ سیاسی و فرهنگی گسترده در غرب آسیاست. چین نیز با مشارکت در کریدورها منطقهای و نیز حضور اقتصادی پررنگ در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد جهانی بدل شده است. پیوند راهبردی میان این دو قدرت، میتواند دستاوردهای مهمی به همراه داشته باشد که برخی از آنها از این قرارند:
- افزایش امنیت انرژی برای چین و تقویت جایگاه ایران بهعنوان تأمینکننده اصلی انرژی شرق.
- توسعه کریدورهای ترانزیتی که ایران را به حلقهای کلیدی در اتصال شرق و غرب بدل کند.
- همسویی در مجامع بینالمللی برای تقویت چندجانبهگرایی و مقابله با تحریمها و فشارهای یکجانبه.
با همه این ظرفیتها، نباید از چالشهای پیشرو غافل شد. غرب بیتردید تلاش خواهد کرد با فشارهای اقتصادی و تبلیغاتی مانع نزدیکی بیشتر ایران و چین شود. از سوی دیگر، بوروکراسیهای سنگین و گاه کمتحرکی دستگاههای داخلی نیز میتواند روند اجرای توافقها را کند سازد. برای عبور از این موانع، لازم است چند اقدام اساسی در دستور کار قرار گیرد:
- تدوین نقشه راه مشترک با زمانبندی مشخص برای هر بخش از توافق؛ از انرژی و فناوری تا آموزش و فرهنگ.
- ایجاد نهادهای مشترک نظارتی و اجرایی برای پیگیری پروژهها و جلوگیری از تعللهای اداری.
- تقویت همکاریهای فرهنگی و آموزشی برای نزدیکتر شدن ملتها، از طریق تبادل دانشجو، تولیدات رسانهای مشترک و پروژههای علمی.
- گسترش همکاریهای منطقهای با استفاده از ظرفیتهای سازمانهای چندجانبهای چون شانگهای و بریکس، که هر دو کشور عضو آن هستند.
ایران و چین امروز در آستانه تصمیمی تاریخی ایستادهاند. انتشار چینی بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره ظرفیت نقشآفرینی ایران و چین در صحنه جهانی و لزوم عملیاتی شدن توافق راهبردی دو کشور، که همزمان با سفر رئیسجمهور به پکن منتشر شد، نقشه راهی روشن را ترسیم میکند: روابط دو کشور باید از سطح شعار و توافق روی کاغذ فراتر رود و در میدان عمل به همکاریهای ملموس و پایدار بدل شود.