نورنیوز-گروه سیاسی: سه کشور اروپایی – آلمان، فرانسه و انگلیس – در حالی به سمت فعالسازی مکانیسم اسنپبک حرکت میکنند که تجربه گذشته نشان داده است فشار یکجانبه نه تنها به بازدارندگی منجر نمیشود، بلکه اغلب تشدیدکننده بحران است. این اقدام دقیقاً در لحظهای مطرح میشود که تهران پس از حملات نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی و تعلیق اولیه همکاریهای خود با آژانس، گفتگوهای خود با آژانس را از سر گرفته و بازرسان این نهاد به ایران بازگشته اند. در چنین فضایی، تهدید اروپاییها بیش از آنکه ابزاری برای بهبود فضای گفتوگوها باشد، نشانهای از تمایل به اجبار کوتاهمدت است؛ اجباری که در بلندمدت تنها به انسداد مسیر دیپلماسی میانجامد.
برجام؛ میراثی شکننده و ناتمام
برجام از ابتدا بر پایه توازنی شکننده میان منافع اقتصادی ایران و محدودیتهای هستهای طراحی شد. خروج یکجانبه دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ این تعادل را از میان برد و اروپا نیز که وعده جبران داده بود، هیچگاه نتوانست این خلأ را پر کند. ابزارهایی همچون اینستکس، بیش از آنکه واقعیت اقتصادی باشند، جنبه نمادین داشتند و در عمل هیچ دستاوردی برای ایران به همراه نیاوردند. به همین دلیل، تهران گامبهگام محدودیتهای برجامی را کنار گذاشت و چرخهای از بیاعتمادی شکل گرفت که امروز نیز ادامه دارد.
اکنون با نزدیک شدن به موعد «بند غروب» در اکتبر ۲۰۲۵، اروپاییها تلاش دارند از مکانیسم ماشه بهعنوان اهرمی تازه استفاده کنند. پرسش کلیدی اینجاست: آیا تهدید به تحریمهای خودکار میتواند جایگزین منافع اقتصادی وعدهدادهشده شود؟ یا اینکه صرفاً آخرین شانس برای بازسازی اعتماد را از میان خواهد برد؟ شواهد نشان میدهد ایران اقدامات جبرانی خود را مشروع میداند و هر بار که طرف مقابل از تعهدات عدول کرده، تهران نیز گامی متقابل برداشته است. این همان چرخهای است که فروپاشی تدریجی توافق را سرعت داده است.
خطرات سناریوی ماشه برای اروپا
اجرای مکانیسم اسنپبک، اگرچه در ظاهر یک اهرم فشار جدی است، اما در عمل با موانع بزرگی روبهرو خواهد شد. نخست آنکه روسیه و چین بهاحتمال زیاد بازگشت یکجانبه تحریمها را رد میکنند و این مسأله باعث چندپارگی در تصمیمات شورای امنیت خواهد شد. پیامد چنین شکافی، نه تنها تضعیف برجام، بلکه ضربه به اعتبار سازمان ملل بهعنوان نهادی ضامن صلح و امنیت بینالمللی است.
دومین خطر، واکنش احتمالی ایران است. تهران میتواند گزینههای متعددی را روی میز قرار دهد: از کاهش بیشتر همکاری با آژانس و افزایش سطح غنیسازی گرفته تا حتی بررسی خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT). این مسیر، ایران را به نقطهای میرساند که بازگشت از آن دشوار و پرهزینه است. اروپا اگر این خطر را دستکم بگیرد، با بحرانی مواجه خواهد شد که مدیریت آن از توان دیپلماتیکش خارج است.
مسئولیت اروپا و راههای جایگزین
اروپا اگر واقعاً به دنبال حفظ سازوکار نظارت و بازسازی اعتماد است، باید مسیری متفاوت را برگزیند. جوهر دیپلماسی «بدهبستان حسابشده» است، نه مطالبه یکجانبه. اروپا اگر به جای ایفای نقش میانجی، در صف تهدید و فشار قرار گیرد، فرصت گفتوگو به سرعت بسته خواهد شد و مسیر تقابل جایگزین خواهد شد.
ایران بارها تأکید کرده است که آماده بازگشت به تعهدات در چارچوب یک توافق متوازن است. مسئولیت اروپا آن است که با پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته، نقش تسهیلکنندهای ایفا کند. در غیر این صورت، این سه کشور عملاً به عاملی برای تشدید بحران بدل خواهند شد.
مواضع ایران؛ پیام آشکار به اروپا
عباس عراقچی وزیر امور خارجه، در واکنش به تصمیم اروپاییها در شبکه ایکس نوشت: «این اقدام بهشدت گفتوگوهای جاری بین ایران و آژانس را تضعیف خواهد کرد و ایران را وادار به واکنش مناسب میکند.» او یادآور شد که اروپا نهتنها در سال ۲۰۱۸ نتوانست خروج آمریکا از برجام را جبران کند، بلکه در روز انتقال (اکتبر ۲۰۲۳) نیز به تعهدات خود عمل نکرد و حتی تحریمهای تازهای بر بخشهای غیرنظامی اقتصاد ایران وضع کرد.
همچنین امیرسعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، اقدام سه کشور اروپایی را «غیرقانونی و مردود» دانسته و تصریح کرده است: «ایران به دیپلماسی متعهد است، اما هرگز تحت تهدید یا اجبار مذاکره نخواهد کرد.» این موضعگیری بیانگر آن است که تهران تهدید را ابزار مشروع گفتوگو نمیداند و هرگونه فشار مستقیم میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
به بیان دیگر، پیام تهران به اروپا روشن است: کشاندن پرونده ایران به مسیر تقابلی، اروپا را به بازیگری «بیاثر و تاریخگذشته» بدل خواهد کرد.
اروپا در دو راهی تاریخ
اروپا امروز در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دارد. اگر مکانیسم ماشه را فعال کند، باید آماده پیامدهای پیشبینیناپذیر آن باشد: فروپاشی کامل برجام، واکنشهای جبرانی ایران، تضعیف شورای امنیت و کنار گذاشته شدن اروپا از هرگونه ابتکار دیپلماتیک آینده. اما اگر مسیر دیپلماسی را با رویکردی متوازنتر دنبال کند، هنوز فرصت اندکی برای بازسازی اعتماد باقی است.
آزمون واقعی اروپا نه در قدرت اعمال فشار، بلکه در توانایی ایجاد توازن میان منافع و تعهدات است. در غیر این صورت، مکانیسم ماشه به جای آنکه ابزار مدیریت بحران باشد، به ماشهای برای انفجار بحران بدل خواهد شد.
نورنیوز